تبليغاتX
....:::°¤ گل یخ ¤°:::.... - حاضری این لنگر رو باز کنی؟؟؟!

About Blog

((برای رسیدن به هدف چون ثانیه پس از رسیدن به هدف چون عقربه بزرگ و برای حفظ موقعیت چون عقربه کوچک متین و باوقار زمان را طی کن.))



من همونم که همیشه نقش غصم روی شیشه ....اونی که تنهاترین حتی سایه هم نداره....



نمي دانم چرا ما انسان ها عادت داريم آبي وسيع آسمان را رها كنيم و جذب آبي كوچك چشماني شويم كه عمقي ندارد با اينكه مي دانيم روزي بسته خواهد شد اما آسمان كي بسته خواهد شد




((ای عشق همه بهانه از توست)) ((من خاموشم وهمه ترانه از توست))








ÕÝÍå äÎÓÊ
ÓÊ Çá˜ÊÑæäí˜
ÂÑÔíæ æÈáǐ


Archive

88/05/01 - 88/05/31
86/07/01 - 86/07/30
86/06/01 - 86/06/31
86/05/01 - 86/05/31
86/04/01 - 86/04/31
86/03/01 - 86/03/31
86/02/01 - 86/02/31


Links

(( ماهان و سایه))
((سعید ))
((محمد ))
((جواد ))
((پوریا ))
((مرجان ))
((مصطفی))
((مریم ))
((پوران ))
((مسعود ))
((ناصر ))
((بهمن))
((زهرا))
((فرشاد))
((افشین ))
((یاسر ))
((رضا ))
((بهراد ))
((نوید ))
((بهرنگ))
((محمد رضا ))
((حنا))
((تیوا و نوید))
((بهزاد))
((صحرا))
((ندا))
((مجید))
((سعید))
((رامینا))


Daily Links

ÂÑÔíæ íæäÏåÇí ÑæÒÇäå


Category

عاشقانه های ما
راز (من و تو)
دلتنگی ها
 


Template By

www.TakTemp.Com
ÚÓá Í - äÇÒäíä

حاضری این لنگر رو باز کنی؟؟؟!

حاضري اين لنگر را باز كني؟

 

ايستادي توي ساحل و به كف موج هاي دريا نگاه مي كني!قطره هاي

 

بارون آروم آروم به تنت برخورد مي كنن و سرماي عميقي تا عمق

 

وجودت نفوذ مي كنه و بدنت مي لرزه مثل وقت هايي كه تنهايي

 

بهت نفوذ مي كنه و حس بدي پيدا مي كني.يه نيرويي مي كشدت

 

طرف دريا اما ترس نمي ذاره! براي يه لحظه دلت مي خواد مثل

 

اون بطري خالي نوشابه باشي كه روي آب غوطه وره و غرق نمي شه!

 

اما خوب كه نگاش مي كني دلت براش مي سوزه! كافيه يه سنگ

 

ببندي بهش و براش يه لنگر درست كني! موج هاي خشمگين ميان

 

و خودشونو مي كوبن به ساحل حتي ماهي هاي كوچيك رو مي بيني

 

كه موج پرتاب شون كرده بيرون و دريا پس شون نگرفته! اما تو

 

هنوز اون وسطي! نه عقب مي ري نه جلو و نه غرق مي شي! مدام

 

بدون هيچ نتيجه اي همون جا كه هستي مي موني و تا اخر عمرت

بي هدف بالا و پايين مي ري و اخرشم هيچي! تا حالا فكر كردي

 

خيلي از ماها هم همين طوري مثل اين بطري خالي تو اين درياي

 

زندگي غوطه ور و بي هدف شب و روز رو مي گذرونيم و نه

 

مي رسيم و نه دل مي كنيم؟قصه زندگي چندتامون همينه و اسمشو

 

گذاشتيم سرنوشت؟

 

كاش مي شد برسي به ساحل! كاش تو هم مي شدي نامه بر و اميد يه

 

آدم! آدمي كه دلش مي خواد تو برسي به ساحل! كاش لنگر خواب

 

و نخوت رو باز مي كردي و خودتو مي سپردي به دست موج هاي

 

عاشقي!هر چند كه ممكنه مثل ماهي هاي كوچولو. رو سنگ ها جون

 

بدي و يا مثل گوش فيل ها و صدف ها خرد بشي اما حتي اگر تبديل

 

بشي به شن. احساس بهتري از غوطه ور موندن تا ابد داري!

 

حاضري اين لنگر رو باز كني؟

 

(((((((((((((((اشكان))))))))))))))

äæÔÊå ÔÏå ÏÑ  یکشنبه سی و یکم تیر 1386 ÓÇÚÊ 11:24 قبل از ظهر  ÊæÓØ   | 

<-BlogTitle->

<-BlogDescription->